7/7/87
سلام
سرآغاز...شروع...بهانه ...بهانه جویی برای؟؟!!!!!
روزگاران بر ما گذشت...چطور و چگونه خدا عالم است...
7 سال گذشت تا رسیدیم به 7/7/87 !!!!
نه نه .... اینجا محیط کامپیوتر ...ورق رو نمی شه مچاله کرد! پاره پاره کرد!...اما من دوست ندارم ، مچاله مچاله!!پاره پاره!!! از اول!!
سلام
گفتن از آغاز نمی دونم چرا سخته ، در حالیکه وقتی حالا اینجا ایستادم ، جایکه خیلی حال می ده! می دونین چیه من و گلناز( دوست جون) راهنمایی یه مدرسه می رفتیم... آهان این بهتر شد، اولی اصلا نمیامد ! داشتم می گفتم![]()
سال دوم گذشت...شد سال سوم... گلناز (دوست جون) می خواست شیمی پیش مامانم بیاد کلاس! ( آخه مامانم دبیر شیمی هستن ) صحبتهای اولیه دوستیمون فکر می کنم از اینجا شروع شد(نه که قبل نبود صحبت می کردیم ولی دوستی شکل نگرفته بود!) نمی دونم چطور ... اما گذشت و گذشت ، بیشتر همدیگر رو شناختیم ..هرچه بیشتر می شناختیم به هم نزدیک تر می شدیم تا شدیم دوست جون برای هم! همیشه می گفتم دوستیم با دوست جون ( گلناز) یه جور متفاوتی ! متفاوت شروع شد ...متفاوت داره ادامه پیدا می کنه! خیلی ها ترسوندنم ...بذار چندسال بگذره...گذر زمان نشون می ده!گذشت و گذشت! اما همچنان با همون هیجان و شادی سرآغاز! 7 سال پیاپی گذشت... تا اینکه شد سال 87! تو تابستون بهش یه روز SMS زدم می دونستی مهرماه امسال (.../7/87) دوستیمون 7 ساله می شه! بیا 7/7/87 رو با هم جشن بگیریم! گفت:" چه جالب! خیلی قشنگه! دوست جونم جشن بگیریم!![]()
![]()
" باشه جشن می گیریم...بیا با هم بخندیم دور از هر حرف و سخن...دور از همه حرفها که گفتن "این لوس بازیها چیه" که چه ساده دیدن ، در حالی که ما روزگار دوستیم رو دنبال بهانه ها گشتیم تا با هم بخندیم و شاد باشیم...بیا بی خیالشیم...بی خیال کل حرفها..بی خیال همه کسانی که برای قه قه خنده هام متهمم کردن که باز هم چه ساده دیدن... در حالیکه نفهمیدن قه قه همان برعکس هق هقه!! اما تو جزء معدود کسانی که خوب شناختنم ...می دونی ! آره می دونی که می نویسی:"لذت یعنی شادی ، یعنی لبخند. یعنی کسی که غصه هاش رو یه جای روح بزرگش جا می ده و فقط لبخندهاشو بهت هدیه می ده، لذت یعنی زل بزنی به چهره کسی و از خدا بخوای همیشه روی لباش لبخند باشه. لذت یعنی واسه شادیش دعا کنی وقتی داره شمع کیک تولدش رو فوت می کنه.لذت یعنی کسی رو ببینی وقتی دلت براش یه ذره شده. یعنی از الان واسه سفره افطاری دعوت شی. یعنی بشینی حساب سال و ماه رو بکنی ، لذت یعنی فک بکنی چطور میشه از روز7ام ، 7 ام ماه، 7 ام ساله ، هفت لذت برد ، یعنی من از این دوستی شادم و با تمام وجودم لذت می برم از شنیدن دوست جون." و من هم یا این SMS روزهایست که تو لذت و کیفم!پس بی خیال دنیا..بی خیال حرفها...در کنار آدمها...پس دیشب هق هق گریه هام رو با تو قه قه خندیدم! یه اعتراف !!! فکر می کردم دیشب باید یه جور اتفاق عجیب غریب بگذره...اما مثل همیشه که ساده گذشت و متفاوت ، ساده گذشت و متفاوت! یه جور متفاوت...من به تو نگاه می کردم...با کلی آرزوی خوب برای تو! بیا دوستیمون رو به عادت نسپردیم...همینطور که تا حالا نسپردیم.

این آهنگ مال تو! تو جاش دوست و دوستی بذار![]()
![]()
![]()

دیشب یه هاپو کوچولو واق واقو کاتو گرفتم
...یه کار سفال از کارای اول کاتو دادم.
دیشب افطاری آش رشته با سالاد الویه درست کردم. آشی که درست کردم ، کم نمک شد...خوب روزه بودم..ولی خوشمزه شد بود جون خودم![]()
دیشب هی همه می گفتن وقتشه ، منم می گفتم آره وقتشه، وقته چیه؟!![]()
دیشب یه دوست با SMS ش تبریک به هردومون گفت. و با میسکالهاش همراهمون بود!! دیشب خواهرت و خواهرم و یه دوست عزیز دیگه باهامون همراه بودن. میســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی![]()
دیشب مامانم تو آشپزی و خواهریم تو پذیرایی و داداشم که کلی ظرفها رو شست بهم بابا هم با پولش ، کمک کردن. میســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی . اینطوری تو شادیمون بودن.![]()
دیشب یک دوست ، یه همراه همیشگی من ، یه مهربون ، نمی دونم یه همه کس هم تو جشنمون بود ، مثل همیشه![]()
دیشب تو می خواستی بری مجبور شدی بیشتر پیشم بمونی ، چون بارون بارید بارون!![]()

دیشب تو ذوق بودم...خوشحال!
پ.ن:
دنیا زشتی کم ندارد
زشتی دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آنها دیده بسته بود
اما آدمی چاره ساز است.
فروغ فرخ زاد از فیلم خانه سیاه
هیئت مدیره فستیوال شعار جایزه ی بزرگ خود را از نخستین جمله های گفتار فراموش نشدنی فیلم ((خانه سیاه است)) برگزیده بود.
همیشه شاد باشین