تاپ تاپ دهُل
دخترک نشسته بر شاخه درخت
پای او تاب، تاب می خورد در باد
و سنگینی سرش بر پای دیگرش
دخترک با دست می نوازد بر سینه اش-
-تاپ تاپ
آن طرفتر او می آید
دستها در جیب و گامها بی خیال!
صدای دهل، از دوردست می شنود
دخترک را بر درخت می بیند
که پایش تاب می خورد در باد
و موهای که می رقصند در باد
تاپ تاپ!
دخترک با دست می نوازد بر سینه اش
می دود او تا او!
می رسد او تا او!
می نگرد بر ...
دخترک آرام نشسته بر درخت
پای او تاب، تاب می خورد در باد
و موهای که می رقصند در باد
و سنگینی سرش بر پای دیگرش
دخترک با دست می نوازد بر سینه اش
لبی خندان
و چشمی گریان
بی صدا می گرید
قطره ها درست از گوشه ای چشمش
در مسیری پیچ در پیچ
می لغزند از صورتش
و می افتند روی دستش
و از سر انگشت اشاره بر زمین می ریزند
و زمین قرمز می شود!
می نگرد بر دور دست
او، هی! گریستن برای چه؟!
دخترک غرق در سکوت!
او، هی تو ، به چه می نگری؟
دخترک غرق در سکوت!
او خشمگین می شود
درخت را بالا می رود
شاخه ها قریج قریج
و به بالاترین شاخه درخت می رسد
می نگرد به همان چه که دخترک می نگرد
ابرهای سیاه که از آتش شهر به دنیا آمدن
مردان سیاهی که در سیاهی می خندن
بر خونی که به پاکی ریخته می شود
دخترک همچنان می گرید بر بالای درخت
او خشمگین می شود
داد می زند و هوار می کشد بر سرش
نشسته ای؟ هه هه
گریه می کنی؟ هه هه
تنها بر درخت نشسته ای که چه؟
دخترک در سکوت باز هم می گرید
و اشکهایش درست از گوشه ای چشمش
در مسیری پیچ در پیچ
می لغزند از صورتش
و می افتند روی دستش
و از سر انگشت اشاره اش بر زمین می ریزند
و زمین قرمز می شود!
او فریاد زنان می گوید
باید به شهر رفت
باید یکی شد
گریه چه کار است؟!
صورتش از خشم فریاد می زند
گر می گیرد، داغ می کند
سرخ می شود
لبان دخترک بی رنگ می شود
گویی رنگ لبهایش بر صورت او نشسته است
او داد می زد
بیداد می زند
دخترک در سکوت می گرید
و با دلش تاپ تاپ می نوازد
او فریاد زنان از شاخه ها پایین می آید
شاخه ها قریج قریج
دل دخترک تاپ تاپ
تا اینکه او...
او می رسد بر شاخه ی-
- که دخترک نشسته براوست
او بیشتر فریاد می زند
دخترک بیشتر رنگ می بازد
او خشمگین نزدیکش می شود
و قبل آنکه از درخت پایین پرد
دخترک را هل می دهد
و دخترک از مچ بر درخت اعدام می شود
و اینبار قطره ها درست از مچ دستش
در مسیر پیچ در پیچ اندامش، پایین می لغزند
و درست از سرانگشت پایش بر زمین می چکند
و زمین قرمز می شود!
و صدای دهل جنگ قطع می شود
اما هنوز جنگ ادامه دارد
اما اینبار بی صدا
همچون گریه دخترک!
پ.ن: بالاخره گرد و غبار رودی کردم از وبلاگم!
و دیگه اینکه وبلاگ عکسم رو هم همچنین دیدن کنین.مرسی