تبليغاتX
رقص پروانه ها

سلام

مناظر زیبای روبروی خونمون

این یعنی زندگی

 

 

گنجشکک اشی مشی روی بوم ما ....

بشین!!

تیر87

 

 

 

 

مناظر زیبایی روبروی خونه ما،

 هر روزصبح به امید دیدن اون از خواب بیدار می شم.

به امید دیدن پرندگان سپید که دور کوه باهم می رقصند

اما ...

حالا ساختمانی ریخته می شود

تا باری دگر قد علم کند

اما این بار سه برابر قبل

و بعد آن...

من دیگر به چه امید از خواب ناز بیدار شوم؟!

زمستان 86

 

 

همیشه شاد باشین

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 10:43 | لینک ثابت |

سلام

این هفته مثل اینکه هفته تالابهاست. من هم بیاد پارسال و این روز عکس تالاب میانکله رو می زارم. البته این قسمت که من عکسهاش رو گذاشتم به دریاکوچیک شهرت داره. و رفتن برای عموم آزاده برای رفتن به این مکان باید از طرف کمربندی بهشهر به سمت دانشگاه علم و صنعت برین و مسیر رو مستقیم ادامه بدین تا دریا کوچیک. اگه خیلی دوست دارین می تونین تا داخل دریا کوچیکم برین، ولی اگه غرق شدین به من چه!

 

خرداد 86


       

 

     

 

      

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 10:52 | لینک ثابت |

سلام

اول اینکه رفتم CD بی تو وباتو، گروه آریان  رو گرفتم.سی دی قشنگیه. البته لینک دانلود آهنگ هاش در اینترنت هست ولی توصیه می کنم برای حمایت از این گروه برین سی دی رو بگیرین. قیمت CD ,VCDباهم 1250تومان بیشتر نیست. البته گرچه من 1700 گرفتم. نمی دونم چون تو شهرما تک هست، این کارو کرد یانه. می گفت:قیمت CD نوسان داره !!!!(این در حالیه که قیمت روی جلد همون 1250 است)این دیگه از اون حرفا بود. تا حالا همیشه از چیزی که با اطمینان می گرفتیم که قیمتش تو کل کشور یکی هست، یکی کتاب بود ، یکی هم نوار . اونم که..... حالاشما هم بپرسین ببین چطوری؟چه می دونم شاید بنده خدا راست می گفت!!!!بهرحال آهنگ نوری تا ابدیت(دوست دارم) که با کریس د برگ خوندن واقعا زیباست. البته این شعر رو من قبلا در وبلاگم ترجمه کرده بودم و گذاشته بودم. ( لینک ترجمه من )یکی هم آهنگ قاصدکش واقعا زیباست. الان دارم CD رو گوش می کنم. هنوز یه دور کامل گوش ندادم. ولی به عقیده من تاحالا که گوش دادم کارشون رشد کرده به خصوص نسبت به کار قبلیشون یعنی تا بی نهایت...

بهرحال خوشحالی کلی.

 

دوم اینکه عکس( برباد رفته؟!)- نیالا

 

لینک رنگی همین عکس

 

                  

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 12:15 | لینک ثابت |

سلام

 

یکی از دوستان آقای سینا عزیزی این کادر رو بهم پیشنهاد دادن ، منم خوشم اومد دوباره ویرایش کردم.

لینک اصلی عکس

 

قم – اردیبهشت 87

 

          

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 14:42 | لینک ثابت |

سلام

 

یکسال گذاشت. سالی نو دوباره داره آغاز می شه.

امیدوارم سال جدید سالی پراز لبخند ، شادی  وموفقیت در کنار دوستدارانتون و خانوادتون باشه.

کلی آرزوی خوب برای شما

.......................................................................................................................

..... ................................................................................................................. ..................................................................

هرچی دوست دارین ... رو پر کنین.

منم می گم اگه خیر و صلاحتون هست ایشالله برابرده بشه.

 درباره نوروز باستانی

همیشه شاد باشین

 اینم عیدی امسال من چند تا عکس برای شما

در دانشگاه ما از 19 تا 25 اسفند ،جشنواره ی سفره هفت سین برگزار شد.

مراسمه جالبی بود . من چندتا از سفره ها که با مزه بودن رو انتخاب کردم براتون گذاشتم.

 

 

گروه کامپیوتر (خواهرم اینا)

 

گروه ادبیات

 

 

گروه شیمی

 

 

گروه آمار

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 5:56 | لینک ثابت |

 

سرمای پاییز 86

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 20:37 | لینک ثابت |

سلام

همیشه شنیده بودم که می گن، سیب زمینی بی رگ و...

اما حالا...

 

          

 

حالا نظر شما چیه؟

                    

 

من که می گم سیب زمینی عاشق، شما چطور؟

 

اسپندازمزگان مبارک پارسال همین موقع ( درباره اسپندازمزگان بخونین)

 

همیشه شاد باشین

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 9:31 | لینک ثابت |

"حسین بیشتر از اب تشنه لبیک بود" این روح حسین بود که تشنه جامهای لبیک بود وگرنه جسمش را از همان هنگام که حجه الوداعش را در عرفات ناتمام گذارد، پاره پاره و مثله شده دیده بود و میدانست که میمیرد. حسین تشنه اب نبود همچنانکه عباس نبود. جایی خواندم که مبارزان بزرگ انقدر می جنگند که دیگر بدنشان جایی برای زخم خوردن نداشته باشد. به یاد عباس افتادم و دیدم او بزرگترین مبارز است. عباس جنگید تا جایی که دیگر بدنش جایی برای زخم خوردن نداشت. عباس تشنه اب نبود، تشنه اعتقادش بود و شهادت و پرواز و لبیک حسین که وارث ادم بود. یک نگاه احساسی حرکتی دارد شتاب زده و زود میرا. اما یک نگاه ذهنی و متفکر متحرک است و محرک و حسین تشنه لبیک همین نگاه بود. حسین تشنه اب نبود، تشنه شناخت بود. می خواست بداند ایا کسی خارج از ادای کلمات فهمید عمق دعای عرفه را؟ کسی فهمید چرا عرفات ناتمام ماند و به منا نرسید؟ کسی فهمید چرا حسین نه در منا که در نینوا به قربانگاه رفت و ثار الله شد؟ حسین تشنه اب نبود، تشنه لبیک بود و فهم و تفکر و معرفت ما از دین و اعتقادش که برایش جنگید و عقل ابی بودا را به عقل سرخ سهروردی پیوند زد و به خدایش هدیه کرد. حسین، رویش درخت عصیانی بود که از پستی این دنیای کوتاه تا ماورا سر برداشت...

 

 

                 

    

 

...//بقیه عکسها رو در ادامه مطلب ببینین//...

 

 

صدای نی لطفا دانلود کنید( گرچه این فکر در ذهن خودم هم بود اما حق تقلید از اینکار رو چون اول ایشون کردن برای امیر صادقی محفوظ می دارم.)


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 15:16 | لینک ثابت |

سلام

 

شهادت امام حسین رو به همتون تسلیت می گم. عزاداریهاتون قبول. من رو هم لطفا دعا کنید. که شدیدا محتاج دعا هستم. عکسهای از تاسوعای حسینی در بهشهر.

 

تنها به یک جمله بسنده می کنم، جمله ی از دکتر علی شریعتی که در وبلاگ لیلای قاصدک عزیزم خوندم. لیلا جان ممنون.

 

دكتر علي شريعتي: حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي‌آبي معرفي كردند.

 

التماس دعا

     

 

     

 

 

...//بقیه عکسها رو در ادامه مطلب ببینین//...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 20:38 | لینک ثابت |

سلام

 

تنها تصویر همین و بس

 

     

خیابان امام – بهشهر ، تابستان 86

همیشه شاد باشین.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 12:12 | لینک ثابت |

سلام

 

تنها یک جمله

مراسم روز دانشجو ، در دانشگاه ما.

باتاخیر دانشجوهای عزیز روزتون مبارک

 

همیشه شاد باشید

     

 

    

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 8:32 | لینک ثابت |

نمایشگاه عکس

 

سلام سلام

 

امروز اومدم که فقط بگم ، من رفتم نمایشگاه عکس. خیلی خوش گذاشت ، کلی عکس دیدم ، کلی حال کردم.

قضیه از چه قراربود. والله نمایشگاه عکس از عکاسهای خوب کشور در خانه هنرمندان  چندوقتی شروع به کار کرده و تا 2آذر ادامه داره. توصیه می کنم حتما برین ببینین. منم جاتون خالی رفتم. حالا بماند با چه بدبختی. خیلی جالب و خوب بود. به خصوص درکنار دوستان کلی گفتیم و خندیدیم. عکسها رو می دیدیم هرکی نظر خودش رو می گفت خیلی جالب بود. این اولین نمایشگاه عکسی بود که من در زندگیم داشتم می رفتم. اولیه خیلی خوبی بود... فقط مشکل این بود زمان حسابی کم آوردم. ساعت  5:30 شب گمونم رسیدیم و تا ساعت 8 نمایشگاه بودیم. تازه به خاطره اینکه وقت کم نیارم کلی از عکسها رو تند تند دیدم. آخه به ساعت 1:30 تازه تهران رسیده بودم و تا برم خونه دایم نهار بخورم با دختر دایم که لطف کرد من رو برد بیام دیگه اینطوریا شد. سه طبقه عکس ... خیلی باحال بید. اول که داشتم عکسها رو می دیدم دوستم گفت اگه بخوای اینقدر دقیق ببینی که دیگه به طبقه های بدی نمی رسی؟ واقعا که راست گفت.

آخه عکس یه بار دیدنش همینطوری کمه . باید چندبار دیدی. چه برسه اینهمه عکس. یکی از دوستان که خودش چندبار دیده بود باز بعضی چیزا رو که توی یه 3،4تا ازعکسها بهش نشون دادم ندیده بود.

درکل بعد اینکه برگشتیم خونه دایم چشمهام قرمز ،کل بدنم درد می کرد، سر درد، ذهنم هم از شدت خستگی تعطیل زده بود. یه قرص خوردم و بعد لالا ، فردا صبح بیلط و برگشتم خونه. ولی من نمی دونم چرا اصلا برام مهم نیست اگه برگردم عقب باز هم همین کارو می کنم؟!!!!!

      

اینم یه عکس از نمایشگاه . البته دوست داشتم بیشتر عکس بگیرم ، ولی واقعا وقت نبود.

برای من شب واقعا فوق العاده و فراموش نشدنی بود.

 

راستی از داداش گلم ، سیاوش که من رو تا تهران برد و دختر دایی عزیزم مریم خیلی خیلی تشکر و مرسی ، thank you و سپاس می کنم.

از دوستای خوبم که اومده بودن کلی خوش گذروندیم کلی همینا دیگه.

ولی بازم می گم حیف که کم بود.

 

همتون همیشه شاد و هرکی نرفت دلش

     

آاااااااااااااااااااااااااااااااااااب

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 12:38 | لینک ثابت |
             

سلام دوستان

 

این سری آخر از عکسهای نوروزی و اولین عکسهای که با این دوربینم گرفته بودم هست. در پست بعدی که شنبه آپدیت می کنم ، ترجمه ی از یک شعر هست. از همین الان برای اشتباهام عذرخواهی می کنم و منتظرتون هستم تا نظرتاتون رو درباره کارم چه درباره این پست و پست بعدی بدونم. حتما درباره کارم نظرتون رو بگین خوشحال می شم که بدونم.

 

خوب بریم سراغ عکسها    

  //بقیه عکسها رو در ادامه مطلب ببینید//


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 12:49 | لینک ثابت |

سلام

 

بعد كلي بد بختي براي آپلود كردن عكسها ، اينم يه سري عكس از فومن.

فومن شهر كلوچه و مجسمه

 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 ساعت 15:29 | لینک ثابت |

سلام

گفته بودم از اين بعد تا پايان امتحانا احتمالا عكس مي ذارم.

شرمنده ، ديگه تحمل كنين والبه نظرتون هم حتما بگين. خوشحال مي شم.

اينبار عكسهاي از بندر زيباي انزلي كه فقط يك ساعت اونجا بوديم .

واينكه بازم داشتيم يخ مي زديم.

 

               


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 ساعت 17:48 | لینک ثابت |

سلام

اینبار هم عکسهای از ادامه سفر نورزیمون براتون گذاشتم .

یه سری عکس ازپارک لاهیجان ، شهری در استان گیلان  و نزدیک به رشت . امیدوارم خوشتون بیاد.

حرف دیگه ی برای گفتن ندارم. چون خودمونم یک ساعت بیشتر تو شهر نبودیم ، اینقدر هم سرد بود که نگو.

 

راستی دوستان اشکالاتی که توی ترجمه قبل بود رو که دوستان عزیز President Evil و آزاده و رضا گوش زد کردن تصحیح  شد. می تونین فایل رو دوباره دانلود کنید. امیدوارم باز اشتباه نداشته باشه.

                         


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 13:11 | لینک ثابت |

سلام

اينبار مي خوام براتون عكسهاي از سفر يك هفته ي نوروزيمون براتون بذارم. در چند عكسهاي انتخابي رو مي ذارم. اين اولين پستم بود. در ضمن لازمه بگم من تازه دوربين گرفتم. خوب البته از عكاسيم فكر كنم مشخص باشه. از دوست عزيز  امیر صادقی هم براي تمام راهنماييهاش متشكرم.

 

اين عكسها رو  از محمود آباد  گرفتم. جاتون خالي باد سردي هم مي زد.

ولي بسيار زيبا بود.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 14:7 | لینک ثابت |

 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar