تبليغاتX
رقص پروانه ها

سلام

 

می دونم که گفته بودم که شنبه آپ می کنم. خوب می دونین تقصیر من چی بود ، آخه . بلاگفا شنبه پیش قاطی کرده بود. تازه گفتم شنبه آپ می کنم. خوب الانم شنبه دیگه. حالا یه شنبه ی منظورم بود دیگه. وگرنه که اصلا دلیلش این نبود که من مطلبم آماده نبودا نه!!!!!!!!!!!!

بهرحال بعد مدتها آخجون انگلیسی و ترجمه. باکلی اشتباه لابد.

ولی خوب دلم تنگ شده بود.

و اینکه ببخشید که عکس رو به قول یکی از دوستان خوب مچالش کردم. آخه تو این پست نمی خواستم این عکس رو بذارم، بعد دیدم می خوره به متن، گذاشتم. این عکس از آسیاب سر هست. تو پست بعدی بیشتر درباره اش می نویسم.

 

همیشه شاد باشین

 

METALLICA LYRICS - NOTHING ELSE MATTERS

 

So close no matter how far

couldn't be much more from the heart

forever trusting who we are

and nothing else matters

 

never opened myself this way

life is ours, we live it our way

all these words I don't just say

and nothing else matters

 

trust I seek and I find in you

every day for us something new

open mind for a different view

and nothing else matters

 

never cared for what they do

never cared for what they know

but I know

 

never cared for what they say

never cared for games they play

never cared for what they do

never cared for what they know

and I know

هیچ چیز دیگر مهم نیست

 

آنقدر نزدیکیم که فاصله

نمی تواند قلبمان را خیلی از هم دور کند

و به خود تا ابد مطمئنیم

و هیچ چیز دیگر مهم نیست

 

هرگز خود را اینطور آشکار نکردم

زندگی مال ماست، ما آنطور که می خواهیم زندگیش می کنیم

تمام این حرفها را تنها من نمی زنم

و هیچ چیز دیگر مهم نیست

 

 اعتماد را جستجو کردم و در تو یافتمش

هرروز برایمان چیز نویی دارد

ذهنت را برای درکی تازه بگشا

و هیچ چیز دیگر مهم نیست

 

هرگز اهمیت ندادم که آنهاچه می کنند

هرگز اهمیت ندادم که چه می دانند

تنها من می دانم

 

هرگز اهمیت ندادم که چه می گویند

هرگز اهمیت ندادم به بازهای که می کنند

هرگز اهمیت ندادم به کارهای که می کنند

هرگز اهمیت ندادم به آنچه که می دانند

و من می دانم

 

اینم آهنگش

بازگردان:هما بهرام پرور

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 10:0 | لینک ثابت |
             

سلام دوستان

 

این سری آخر از عکسهای نوروزی و اولین عکسهای که با این دوربینم گرفته بودم هست. در پست بعدی که شنبه آپدیت می کنم ، ترجمه ی از یک شعر هست. از همین الان برای اشتباهام عذرخواهی می کنم و منتظرتون هستم تا نظرتاتون رو درباره کارم چه درباره این پست و پست بعدی بدونم. حتما درباره کارم نظرتون رو بگین خوشحال می شم که بدونم.

 

خوب بریم سراغ عکسها    

  //بقیه عکسها رو در ادامه مطلب ببینید//


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 12:49 | لینک ثابت |

سلام

 

امروز براتون يه داستان گذاشتم. اين داستان توسط شانكار نوشته شده. يادمم نمياد كه تابه حال به غيراز نوشته هاي خودم يا ترجمه هام كاري رو گذاشته بودم. ولي اينبار... من با اين داستان خاطره ي دارم. خاطره ي از دوران كودكي ، يه اشتباه كودكانه. وقتي خيلي كوچولو بودم يادم مامان برام كتاب داستان مادر مادر است رو گرفته بود. نمي دونم چي شده بود كه از دست مامانم ناراحت شده بودم قهر كردم رفتم تو اتاقم. يك كاغذ كوچولو برداشت ، خيلي كوچيك، چون خودم هم دلم نميامد كه بنويسم. نمي دونم چرا؟ ولي روي كاغذ نوشتم مادر مادر نيست و گذاشتم کنار مادرم و دوباره رفتم تو اتاقم.يك اشتباه كودكانه كه هنوز كه هنوز فراموشش نكردم و يادآوريش برام تلخ . كاش آدم بعضي اشتباه ها رو هيچ وقت نكنه. مامانم خنديد صدام كرد. گفت اين چيه نوشتي، حالا مادر مادر نيست ؟و از دلم درآورد.

مادر مادراست.

باهر حالت

كلامش مقدس و نفسش گرم

كاش مي توانستم شانه ها و دستان خسته اش را آرام كنم

كاش مي توانست همانند تمام لحظه هاي كه به آغوشم كشيد و آرامم كرد

جبران كنم و تسلا دهم بخش كوچكي از غمهايش

اما، اما نمي دانم چرا نمي توان؟

شايد براي آنكه او مادر است و من نه

صبر و توان او بي نهايت است

ومادرم مادر است

مادرم دوستت دارم

                                              داستان در ادامه مطلب


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 11:27 | لینک ثابت |

 

           

Bee: Industry

 

Bee my bee,

Your day and night

And your patience-industry

Have no respite.

Hard you Endeavour

To bring nectar

From the core of your service-tree.

You always don

The robe of fruitful victory.

 

زنبورعسل:تلاش

 

زنبورعسل، زنبور عسلم

روز و شبهات

و صبر و تلاشت

بي استراحت.

مي كوشي بي دريغ،

براي  آوردن شهد

از وجود درختاني كه

در خدمتت هستند.

هميشه مي پوشي

جامه چشمگير پيروزي

 

منبع شعر

                                         عکس از خودم بید، باغچه خونمون اينا( بهاره ۸۶)

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 9:10 | لینک ثابت |

 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar