بالاخره وبلاگ رو پس از مدتها با یه ترجمه آپدیت کردم....امیدوارم خوشتون بیاد
راستی وبلاگ عکاسیم هم به روزه خوشحال می شم نظرتون رو بدونم. اینجا ببینید
Even In Death
EVANESCENCE
حتی درمرگ
یه دلیل میخوام که باور کنم رفتی
من میبینم سایه ات رو هنوز، میدونم همه اشتباه میکنن
نور ماه بر خاک نرم ِ قهوه ای
راهنمایی میکند مرا به جای که تو آرامیدی
آنها دورت کردند از من، اما حالا من میبرمت به خونه
تا ابد می مونم اینجا با تو
عشق من
آرام تکرار میکنم، حرفهای خودت رو
حتی در مرگ عشق ما پا برجاست!
بعضی ها میگن که دیوونه شدم از عشقت، آه عشق من
اما هیچ چیز نمیتونه من رو ازت دور کنه، آه عشق من
اونا نمی دونن که نمیتونی ترکم کنی
اونا نمیشنون که آواز میخونی برام
تا ابد می مونم اینجا با تو
عشق من
آرام تکرار میکنم، حرفهای خودت رو
حتی در مرگ عشق ما پا برجاست!
و من نمیتونم عاشقت نباشم حتی، کمتر از این
آدما می میرن، ولی عشق واقعی میمونه برای همیشه.
برگردان:هما بهرامپرور
لینک دانلود: Downloadبرچسبها: EVANESCENCE, دانلود
The Boxer
Singer: Lee DeWyze
I am just a poor boy
Though my story’s seldom told
I have squandered my resistance
For a pocket full of mumbles such are promises
All lies and jests
Still a man hears what he wants to hear
And disregards the rest
When I left my home and my family
I was no more than a boy
In the company of strangers
In the quiet of the railway station running scared
Laying low, seeking out the poorer quarters
Where the ragged people go
Looking for the places only they would know
Lie la lie …
Asking only workman’s wages
I come looking for a job
But I get no offers,
Just a come-on from the whores on Seventh Avenue
I do declare, there were times when I was so lonesome
I took some comfort there
Lie la lie …
Now the years are rolling by me, they are rockin' evenly
I am older than I once was
And younger than I'll be that's not unusual.
No it isn't strange after changes upon changes we are more or less the same
After changes we are more or less the same
Then I’m laying out my winter clothes
And wishing I was gone
Going home
Where the New York City winters aren’t bleeding me
Bleeding me, going home
In the clearing stands a boxer
And a fighter by his trade
And he carries the reminders
Of ev’ry glove that layed him down
Or cut him till he cried out
In his anger and his shame
“I am leaving, I am leaving”
But the fighter still remains
Lie la lie
مبارز
خواننده: لی دیوایز
من فقط یه پسر فقیرم
که داستانم رو به ندرت گفتم
مقاومتم رو از دست دادم
بخاطر یک قِرون دوزاری که قولش رو بهم دادن
که همش دروغ بود و بازی
هنوز هم مردمی هستن که چیزی رو که می خوان بشنون رو می شنون
و نادیده می گیرن بقیه رو
وقتی خونه و خونواده امو ترک کرده ام
هنوز یه پسربچه بودم
در شرکتِ غریبه ها
در سکوتی از ایستگاه راه آهن می دویدم با ترس
برای خواب، می گشتم دنبال اقامتگاه فقرا
جای برای ژنده پوشان
تنها جای که می شناختن!
فقط از دستمزد کارگری می پرسیدم
من اومدم به دنبال کار
اما هیچ کاری نیست
فقط دنبال روسپیان میامدم تو خیابون هفتم
مشخصا، وقتای که خیلی تنها و بی کس بودم
اونجا کمی آرامش پیدا می کردم
حالا سالهاست که این نقش منه، اونها همواره بی پولن
من پیرتر از قبل شدم
و جوونتر از آینده، که غیرعادیم نیست
نه! این عجیب نیست بعد این همه تغییر پشت تغییر ما کم و بیش همونینم
وقتی که من لباسهای زمستونی رو مرتب می کنم
و آرزو می کنم ای کاش
میرفتم خونه
هیچ جا به اندازه زمستونای نیویورک دلم نمی خواد
دلم می خواد، برم خونه
مبارز تو گُود ایستاده
و انگشتاش، حرفه اش
و خاطراتش، همراهش
با هر بار زمین خوردن
یا ضربه خوردن، فریاد می زنه
در عصابانیت و شرمساری
من می رم، من می رم
اما مبارز هنوز ایستاده
بازگردان:هما بهرام پرور
آهنگ رو با صدای لی دیوایز دانلود کنید.
پ.ن: اصل آهنگ رو نمی دونم کی خونده، اما لی دیوایز یکی از شرکت کننده های american idol
سلام بر دوستان همیشگی
بعد از مدتها به بهانه مادر که بهانه زندگی است، آپدیت می کنم!
تنها یک حرف و آن هم اینکه متن زیر خودش به همین صورت به ذهنم آمد و البته قبول که بعد از نوشتن در آن دخل و تصرف کردم...اما هیچ ادعای شاعرانگی ندارم.
همیشه شاد باشین و برقرار
مادرانه
دو دستت آرامش دنیا
سِپرم شد در مقابل دنیا!
من و بی خبری، از دنیا
من و لذت، آرامش دنیا
در دو چشمت، به قسم دو ماه دیدم
سِپر و نور ماه، من ناگَه لرزیدم
سپرِم زخم خورده از هرجا
تو و دستت، آخ! غم دنیا
تو و دستت، قوی ولی لرزان
سپرم خسته است نامردان
من وبغض و نامردی دنیا
من و دستت، وباور دنیا!
تو و قدرت! بی خیال ِدنیا
تو، لبخند! برد تا ته دنیا
هما بهرام پرور
برچسبها: مادر

